شهناز نوازنده تار بود
وقتي دونوازي نوازندگان استادان لطفي و قوي حلم در رسانه ملي مترنّم ميشود و در هنگام كنسرت اين دو بزرگوار به صورت زيرنويس متوجه ميشويم كه استاد لطفي در حال نواختن تار است و نه سهتار و استاد قويحلم، نوازنده ساز تنبك است، بايد بنابر شيوه طنّازي استاد فقيه شهناز گفت: «البته استاد شهناز نوازنده تار بود.»
شهناز كه نميميرد و طنين سازش در گوش جان ايرانيان در فغان و در غوغاست و گهگاه طربناك خواهد بود، امّا باتوجه به غفلت فرهنگي مسئولان نسبت به ساز تار، شاهد بوديم كه خاستگاه اين ساز به نام كشور همسايه زده شد، كاش و صداي كاش، وزارت فرهنگ آينده، گلچيني از آثار نوازندگي و آهنگسازي او را در لوحهاي فشرده در قالب يك بزرگداشت ملّي روانه بازار كه نه، روانه كارزار جنگ فرهنگها و رسانهها كند و موسيقي دوستان گرانقدر اين سرزمين، نخستين «تدبير» دولت جديد را در قامت بزرگداشت اين استاد فرزانه ببينند و درخشش برق «اميد» را در چشم هنرمندان بازمانده ايجاد كند.
اما كليد اين تدبير، براي تكريم هنرمندان موسيقي، در توشه همّت فرهنگي دولتمردان جديد خواهد بود اگر و تنها اگر، حداقل به موسيقي به عنوان هنر نخست همانگونه نگاه كنند كه به سينما به عنوان هنر هفتم نگاه ميكنند.
همانگونه كه مردم شاهد بودند كه وزيران فرهنگ گذشته، بر سر ساخت فيلم سينمايي، هزينههاي مادي و معنوي ميكنند و علناً بر سر لوكيشن آنها ميروند، بايد وزير فرهنگ دولت تدبير و اميد، موسيقي، اين سيالترين هنر در بين مردم را بنوازد كه خوش آهنگي خواهد بود.
روانش شاد كه شهريار شعر ايران دربارهاش گفت:
«... واي ازين مرغ عاشق زخمي
كه بنالد به زخمه سازت
چون من اي مرغ عالم ملكوت
كي شكسته است بال پروازت
شور فرهاد و عشوه شيرين
زنده كردي به شور و شهنازت»
برچسبها: يادداشت



:








