طرح نمایشگاه عکس «مرز پرگهر» با رونمایی کتاب مرز پرگهر
کتاب مستند مرز پرگهر،شرح احوال و آثار حسین گل گلاب،آماده چاپ است،برای حمایت مالی نمایشگاه یا خرید کتاب با این شماره تماس بگیرید:09125162805

 

 


برچسب‌ها: مستند
+ نوشته شده توسط هومن ظريف در دوشنبه هشتم آذر ۱۳۹۵ و ساعت 17:15 |
برای فرخی یزدی پ..وز فیلم می سازی؟!
چندی پیش،بنابر وظیفه خبرنگاری که با روزنامه نگاری ام،عجیب عجین شده است،برای بزرگداشت هانری کُربن،به انجمن مفاخر در پل امیر بهادر رفته بودم.هنوز مراسم شروع نشده بود و من با عکاس روزنامه،در حالیکه به قول سهراب، هرکدام شاخه نوری به دست داشتیم،منتظر آغاز مراسم بودیم که پیرمردی ژولیده،کت و شلواری با کلاهی به سر،انگار از درون ماشین زمان لباس شویی درآمده،با چهره ای ناراحت اما موقر و خود نگهدار،به سوی من آمد و با عصبانیتی تصنعی گفت؛سلام.شما چرا برای فرخی یزدی پُ..یوز،فیلم ساختی؟!هان؟ دلم برای وقت گرانبهای شما می سوزه،کاراتو تعقیب می کنم،برای گل گلاب ساختی برای یمینی شریف و الانم شنیده ام برای پیرنیا می خوای بسازی.اما چرا برای فرخی پُ...وز...
ومن.در حالیکه به خونسردی می دیدم عکاس متواری شده! سخنان مرد ژولیده را قطع نکردم و با لبخند و مشایعت او به مراسم،سراپا گوش شدم.او ادامه می داد؛اون فلان فلان شده ملک الشعرای بهار اون مردک میرزاده عشقی...اینارو باید سپانلو کار کنه نه شما که منطقی هستی...
سرانجام،در دو جمله،مجبور شد شرمنده شود.
گفتم که؛پژوهش در سرزمین ما،دچار آسیب های جدی است.کسی برای حقیقت وسالگی اصالت تاریخ قلم بر نمی گیرد.هرکس در کتاب نویسی و مستتدسازی،چون اول پول می گیرد،حتی اگر نخواهد،سفارشی ساز می شود.به او گفتم که اصالت تاریخ،فوندانسیونی کارآمد و مستقل و آکادمیک می خواهد.نه اینکه هرکس که مقصودی و بودجه ای داشت مستندی و کتابی را بسازد.
نکته دوم،اشاره ام به نظرات متناقض افرادی بود که در مستند فرخی یزدی سخن گفته اند.
در هردو مورد،مرد ژولیده،سپر انداخت.هم با مستندسازی چون من روبرو نشده بود که حتی بدون توجه به امکان اکران،پژوهش کند و نه مستند فرخی یزدی را دیده بود.
تصور او این بود که من،له یا علیه فرد،فیلمی ساخته ام! درصورتیکه هر انسانی،خاکستری است.حتی طوسی!
امشب،حسین مسرت از
مجله "تهران مصور"
4 اسفند 1357
شماره 6
مقاله‌ای با عنوان "فرخی شهید راه آزادی" را برایم در تلگرام فرستاد.
چقدر تلخ است که فردی چون مسعود بهنود را با یادداشتی سرشار از احساس و بی منطق می بینی...بگذریم.اما آن مقاله فرخی یزدی،نویسنده و ارجاعات و مستنداتی نداشت.خط اول مقاله،به کذب یا به اشتباه،که بیشتر بنا بر مقصود تهییج مردم انقلابی علیه خاندان پهلوی است،نوشته است؛لب فرخی را رضاشاه دوخته است!
درصورتیکه کوچکترین تحقیق دم دستی نشان می دهد که ضیغم الدوله قشقایی در زمان احمدشاه قاجار و در یزد،لب او را سه کوک زد.
حال،تازه متوجه شده ام که برای تخریب پهلوی ها،چقدر بد از فرخی دفاع کرده اند و دلیل جبهه گیری برخی از خواص با واقعیت های تاریخی فرخی از چه روست.

+ نوشته شده توسط هومن ظريف در دوشنبه یکم آذر ۱۳۹۵ و ساعت 16:26 |